دوستی بدون عمل

بچه ام کوچولو بود، از من بیسکویت خواست .
گفتم : امروز می خرم .
وقتی به خانه برگشتم فراموش کرده بودم .
بچه دوید جلو و پرسید: بابا بیسکویت کو؟
گفتم: یادم رفت !!!
بچه تازه به زبان آمده بود، گفت: بابا بَده ، بابا بَده .
بچه را بغل کردم و گفتم : باباجان ! دوستت دارم .
گفت : بیسکویت کو؟
دانستم که دوستی بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد.
چگونه ما میگوئیم خدا و رسول و اهل بیت او را دوست داریم،
ولی در عمل کوتاهی میکنیم ؟!!
گفتم : امروز می خرم .
وقتی به خانه برگشتم فراموش کرده بودم .
بچه دوید جلو و پرسید: بابا بیسکویت کو؟
گفتم: یادم رفت !!!
بچه تازه به زبان آمده بود، گفت: بابا بَده ، بابا بَده .
بچه را بغل کردم و گفتم : باباجان ! دوستت دارم .
گفت : بیسکویت کو؟
دانستم که دوستی بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد.
چگونه ما میگوئیم خدا و رسول و اهل بیت او را دوست داریم،
ولی در عمل کوتاهی میکنیم ؟!!
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 22:45 توسط ***ضیایی***
|